عطر پیراهن یوسف

چهارشنبه 12 آبان 1395 06:31 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 

امروز از صبح یه حس دیگه ای داشتم...
احساسی آمیخته با شور و شعف ، سروری غیر قابل وصف، خیال می کردم نافله هام  جواب داده و ذکرام به گُل نشسته .
که چله های پیاپی ام چلچراغی ساخته برام از جنس نور. و من مترنم: اللهم یا نور النور تنورت بالنور و النور فی نورک یا نور...
وه که چه حالی داشتم این صبح، سرشار از شوق پرواز؛ پروازی هم بال فرشته ها، جهانی زیر پرهایم بود و عرش در تحسین عروج عارفانه ام. عطر پیراهن یوسفم را نه از دور که از اعماق جانم می شنیدم و چشمان هماره اشکبارم سوی از دست داده خود را به کرشمه ای باز یافته بود. گرمای روشنی بخش ردای عزیزم را، روی دیدگان خیسم به خوبی احساس می کردم و در توهم مقبولیتِ شکسته بسته های نیمه شبانم می رقصیدم و می خندیدم.
 گریان و خندان. دیوانه وار، دیوانه تر از مجنون...
افسوس، کاش در همان حال، سر بر زانوان یار می مردم و پای از خلوت تنهایی جان بخش خویش بیرون نمی کشیدم. آه ... که عطر افشانی ملائک هفت آسمان، بر سوز و گداز من نبود.
فوج عطر آگین سپاه ابابیل فضای دل انگیز شهرم را گلباران کرده بود و قدّوسیانِ مست، پیاله گردان مجلسِ عیشی بودند همه از اهل آسمان.
شهرم چقدر زیبا شده بود امروز. زیباتر از عروس شهرهای جهان. زیباتر از خیال، زیباتر از جمال...
از آسمانِ سرخ فام شهرم، شراب می بارید و من شورِ مستی آن را در سماع مستانۀ ابابیلیانم به وضوح می نگریستم. گوارایشان باد شربت شهود، لذت حضور.
بار پروردگارا: چقدر زیباست رقص ابراهیم بر آتش نمرودیان، ققنوس وار.
مقربین عرشِ محبوبم حامل تحفه ای بودند معطر، از دیارِ یار.
 آری اینبار نیز میلِ لیلی بر مجنونی دیگر بود و من همچنان در انتظار، انتظاری ممتد و جانسوز.
چه سخت جانی ای تن؛ رها کن مرا،
 که از سوریه ام شهید آورده اند. ذاکر، به ذکر یا هو یا من لا هو الا هو
و من همچنان در انتظار...
خدااااااا نمی بینییم چرا؟









 
جمعه 14 آبان 1395 10:31 ق.ظ
السّلام علیک یا ابا عبد الله الشّهید (ع). شهادتت مبارک فرزندم، میدانید و میدانیم که هر کس با جمعی که دوستدار آنان است محشور خواهد شد و رضایت بر فعلی به سان عاملیت آن است، پس یقین داشته باشید که شهادتتان در آسمانها مورد قبول حضرت حق جل و علاء و موجب فخر ایشان بر ملائک مقرب است. شفاعت همچو منی وظیفه شماست. یا حق
محمدرضا صفایی
رَبِّ أَوْزِعْنی‏ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتی‏ أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلى‏ والِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْنی‏ بِرَحْمَتِكَ فی‏ عِبادِكَ الصَّالِحین. سلام علیکم و علیک حسین بن الشهید (ع) صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین، آری برادر همان است که میفرمایید ولی... احساس سوختن به تماشا نمی شود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.