من و تو ما نشویم؟

پنجشنبه 14 بهمن 1395 02:38 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 



به امدادِ اهورا مزدا

خدارا، خدارا: ای مردم عاشق عاشقی باشیم و دوست داشتن را دوست بداریم، از تنفر متنفر باشیم و به مهربانی مهر بورزیم، از جدائی جدا باشیم و با آشتی آشتی کنیم. براستی کسی که بر نفس خود غلبه نکرد بر هیچ امری غالب نخواهد شد. سعی کنیم دلیل شادیِ دیگران باشیم نه قسمتی از آن و همیشه قسمتی از اندوه دیگران باشیم نه دلیل آن. بدانیم خدای بی نهایت و لا شریک به قدر فهم آفریده هایشان کوچک می شوند پس به گنجایش ادراک مردم و مخاطبینمان کوچک شویم. باز، عاشق عاشقی باشیم و دوست داشتن را دوست بداریم، از تنفر متنفر باشیم و به مهربانی مهر بورزیم، از جدائی جدا باشیم و با آشتی آشتی کنیم که زندگی زمانی نیک خواهد شد که پندارمان را نیک، گفتارمان را نیک و کردارمانرا نیز نیک سازیم. بر حذر باشیم، مبادا نادانها امورمان را تحت سیطرۀ خود در آورند و دانائی جرم تلقی شود. مراقب باشیم کار با بدباوران از ارج ما نکاهد، آنان ضد راستی و نابخردانی محکومند. امّتی سرافراز و آسوده خواهند زیست که به ندای وجدان خویش لبیک گفته و آن را مغتنم شمرند، براستی که وجدان دعوت کننده به سوی راستی است.

خوشا به حال آنانکه دست در دست راهبری نیک اندیش دارند و به پاداش و رستگاری نیک می رسند و بدا به حال ملتی که راهبرشان دروغگوئی بیش نیست. فرمانروای نیک سرشت بر پایه ی قانون راستی و برادری شهریاری کرده و رفاه و امنیت ملتش را در اولویت تدابیر خویش قرارمیدهد. راهبر خیر اندیش با مردمانش برسر آئین و باوری که دارند نمی ستیزد و دست بر خونشان نمی آلاید، چرا که میداند خون بدترین شاهدِ بر اثبات حقیقت است.
خون پاکترین شرایع را زهر آلود نموده و آنرا به گمراهی و کینه ای قلبی مبدل میسازد. چنین فرمانروائی میداند که خدای هر کس همان است که خِرد او به او می نمایاند و برای بهسازی اندیشه و پیشۀ مردمش خردورزی را در سر لوحۀ برنامه های خویش قرار میدهد. تنها دشمن راهبر خردگرا تاریگیهای جهل و ظلمات نا آگاهی است و به جنگ چنین دشمنان دهشتناکی دست بر سلاح نمی شود چلچراغی می افروزد به گسترۀ ظلمات جهل و نادانی و در این راه خدمت به خلق را تکلیف خویش و کارگزارانش میداند و لذتی فوقِ بر آن متصور نیست، نیک میداند که سلامتی و شادمانی خادم و مخدوم در مهرورزی و ولایت و دوستی است.
به همگان عشق می ورزد و با عشق به رویاروئی  با دشمنانش می شتابد و بر زیر دستانش نیز می آموزد که عشق بورزند و بگذارند عشق آنها با شجاعت آمیخته گردد.
کسانیرا که ترسش از آنهاست با عشقی روحانی مورد حمله قرار میدهد و یقین دارد که هر چه و هر که در قبظۀ قدرت اهوراست، اهورائی است و اهریمن را مفری از ایشان نیست.
و با قبول دوستی نیکان و صالحان دشمنی دشمنانشان را نیز می پذیرد چرا که باور دارد هر که به دوستیِ نیکان و صالحان بپیوندد باید جانب ایشان را نیز نگه دارد و از خود و حریمشان پشتیبانی و حمایت کند آنهم به عشق؛ چرا که هیچ دین و آئینی آسمانی بجز عشق را نمی شناسد. پس برادرها و خواهرها عاشق شوید، عاشق...
در پناه ایزدان و اهورا نگاهدارتان، اهریمنان را بر شمایان چیرگی مباد.







 
جمعه 15 بهمن 1395 11:51 ق.ظ

محمدرضا صفایی
جمعه 15 بهمن 1395 01:13 ق.ظ
برایتان موفقیت توام با سر بلندی آرزومندم
شما هم به من سر بزنید واقعا دست گلتون درد نکنه،تشکرررررررررر
محمدرضا صفایی
جمعه 15 بهمن 1395 12:45 ق.ظ
سلام استاد، آیا برگشت به عقب برای عبور از بحران دین گریزی مردم و اسلام زدگی آنها جهت پرش و گامی بلند به آغوش اسلام، چاره ساز نیست؟ این پستتان بسیار مفید بود. ممنون
محمدرضا صفایی
سلام ناهید خانم ممنون از اظهار نظر مفیدتون ولی در دوره ای که از آنِ متعصبین خشکه مذهب است بهتر است که اعتماد و اندیشه تان را پنهان کنید. به قول دکتر علی شریعتی، خدا از آدمهای قالبی مرام خشکه مقدس ویک بُعدی بدش می آید.
علی (ع) چرا 4000 خرمقدس، حافظ قرآن، شب زنده دار، صائم الدهر و قائم اللیل را در نهروان به زیر شمشیر مردانه اش می گیرد؟
اما یک شرابخوارِ بی بندوبار اما مرد،و وفادار و باشعور را به همه ی این جماداتِ انسان گونه ی مقدس مآب ترجیح می دهد.
خدا از آدمهائی که ضعف و زبونی خود را می خواهند با دین جبران کند بدش می آید!
خدا از آنهائی که یک تخته شان کم است و جای خالی آن را با مذهب پر می کنند، نفرت دارد.
خدا، آدمهای ذلیل و طماع و ترسو و چابلوس را دوست ندارد.
خدا دوستدار "آشنا" است.
"عارف عاشق" می خواهد، نه "مشتری بهشت"!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.