الهی العفو

یکشنبه 30 آبان 1395 05:32 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 



بار پروردگارا:
الهی و ربی، معبودی که تمامی زیباییها برای توست و هر آنچه زشت! از نبودت. بود و نبود من تویی، منت گذار بر من و بر محمد و آل مطهرش (ص) درود فرست و به لطف و کرم خاصه ات آنچه را که بر دردانۀ آفرینش، آیینۀ تجلی خویش، حقیقت محمدیّه (ص) به عنایت و احسان پسندیدی بر من و مردان سرزمینم بپسند و احسان فرما. و ما را بر سلوکمان از عوالم خیال، عقل، قلب، سرّ، خفا و اختفا هادی باش.
و آنچه را که بر مرآت آیینۀ تجلی خویش، حضرت خدیجۀ کبری سلام الله علیها شایسته دیدی بر مادران سرزمینم به مرحمت و تفقد عنایت فرما. به حرمت صلوات بر محمد و آل محمد (ص)، و به حرمت خون برادرم حسین (ع) و شیفتگان سیره و سوختگان مکتبش. آمین یا رب العالمین.  


ادامه مطلب
 

آب حیات

یکشنبه 30 آبان 1395 02:21 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 




  صل الله علیک یا ابا عبد الله (ع)                


                     سخت است اثبات جنون از جیم و نون و واو و نون
 
      
                                     سر برطبق تن سرنگون تصویر دشت و شطّ خــون    
                      فرض است بر مست ولا آهنگ دشت نینوا
                                             با های و هوی لا ولا با لشـــــکری بی چند و چون
                                                                                                                                                    (صفایی)




ادامه مطلب
 

آماده باش...

شنبه 29 آبان 1395 12:14 ق.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 


                       الا یا اهل العالم انا بقیة الله الاعظم انا صمصام المنتغم انا المهدی...


ادامه مطلب
 

حق الیقین

پنجشنبه 27 آبان 1395 02:57 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 
     



یا هو یا من لا هو الا هو

خام بدم، پخته شدم، سوختم...
من اخلص عبد الله عز و جل اربعین صباحاً الا جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه(بحار الانوار)
هر بنده ای که چهل روز خود را برای خداوند متعال خالص گرداند چشمه های حکمت از قلبش بر زبانش جاری می گردد.

                               سحر گه رهروی در سرزمینی
                                                             همی گفت این معما با قرینی
                              که ای صوفی شراب آنگه شود صاف
                                                                 که در شیشه برآرد اربعینی


ادامه مطلب
 

رقص سماع

پنجشنبه 20 آبان 1395 10:29 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 


یه نکته رو که تا حال نتونستم یاد آور شم اشاره کنم که نگفتنش اضافه بر بار سنگین معصیتام نشه. چرا که به مرور عادت عشاق سراسر دنیامون شده!  اینکه: تو رقص نمادین یا همون سماعمون حالت دستی که از منبع فیض میگیره، دست راستمون  صحیحه (کف دست رو به آسمون) به نشانه استغاثه و دعا؛  ولی دستی که افاضات حضرت حق رو بر خلق می رسونه، دست چپمون صحیح نیست. کف دستمون رو به پایینه که ولی نعمتامون ناگزیر باید زیر دستمون باشن تا بتونن از نعمات خداوندگارشون بهره مند شن! و این بر خلاف سلوک رهنمایان طریق حقه چرا که در بخشش هاشون همیشه دست زیر رو می گیرن که ما سوی الله  دست برتر و مافوق اونا باشن و خود، حقشون رو صاحب شن بدون شرم حضور، قبل از اینکه چیزی از اونا طلب بشه. چرا که حقیقتش ام همینه و ره یافتگان واسطه فیض اند و هر آنچه به خودشون می رسه از صدقه سری ولی نعمتاشونه، همون رهجویان طرق الی الله. خلاصه دستان بنده و شما در هر حال چه زمان اتصال که گیرنده ایم و چه به گاه انتقال که رساننده، دست زیره و دست برتر و دست بالا همیشه دست خلق، که همانا دست پاک و مبارک خداست. چرا که در حقیقت، نیاز مردم به ما از نعمات بی بدیل الهیه.


 پس شایسته است تو رقصای نمادینمونم هر دو دست پشتش رو به خاک باشه، مثل حالت دستها در قنوتامون، منتهی دست راست بالاتر از دست چب که در اصل هم همین بوده. دعاگوی ملتمس دعا.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته





دانلود آهنگ جدید شارومین به نام مست و خراب

ادامه مطلب
 

دو رکعت عشق

سه شنبه 18 آبان 1395 11:21 ق.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 


            سبحه بر کف توبه بر لب دل پر از شوق گناه    معصیت را خنده می آید ز استغفار ما





ما بغض امونمون نمیده، شما بفرمایید مولا.





ادامه مطلب
 

خبر آمد خبری در راه است

شنبه 15 آبان 1395 10:04 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 





                         گل در بر و می بر کف و معشوق به کام است
                                                                    سلطان جهانم به چنین روز غلام است
                         گو شمع میارید در این جمع که امشب
                                                                  در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است



ادامه مطلب
 

عطر پیراهن یوسف

چهارشنبه 12 آبان 1395 05:31 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 


امروز از صبح یه حس دیگه ای داشتم...
احساسی آمیخته با شور و شعف ، سروری غیر قابل وصف، خیال می کردم نافله هام  جواب داده و ذکرام به گُل نشسته .
که چله های پیاپی ام چلچراغی ساخته برام از جنس نور. و من مترنم: اللهم یا نور النور تنورت بالنور و النور فی نورک یا نور...
وه که چه حالی داشتم این صبح، سرشار از شوق پرواز؛ پروازی هم بال فرشته ها، جهانی زیر پرهایم بود و عرش در تحسین عروج عارفانه ام. عطر پیراهن یوسفم را نه از دور که از اعماق جانم می شنیدم و چشمان هماره اشکبارم سوی از دست داده خود را به کرشمه ای باز یافته بود. گرمای روشنی بخش ردای عزیزم را، روی دیدگان خیسم به خوبی احساس می کردم و در توهم مقبولیتِ شکسته بسته های نیمه شبانم می رقصیدم و می خندیدم.
 گریان و خندان. دیوانه وار، دیوانه تر از مجنون...
افسوس، کاش در همان حال، سر بر زانوان یار می مردم و پای از خلوت تنهایی جان بخش خویش بیرون نمی کشیدم. آه ... که عطر افشانی ملائک هفت آسمان، بر سوز و گداز من نبود.
فوج عطر آگین سپاه ابابیل فضای دل انگیز شهرم را گلباران کرده بود و قدّوسیانِ مست، پیاله گردان مجلسِ عیشی بودند همه از اهل آسمان.
شهرم چقدر زیبا شده بود امروز. زیباتر از عروس شهرهای جهان. زیباتر از خیال، زیباتر از جمال...
از آسمانِ سرخ فام شهرم، شراب می بارید و من شورِ مستی آن را در سماع مستانۀ ابابیلیانم به وضوح می نگریستم. گوارایشان باد شربت شهود، لذت حضور.
بار پروردگارا: چقدر زیباست رقص ابراهیم بر آتش نمرودیان، ققنوس وار.
مقربین عرشِ محبوبم حامل تحفه ای بودند معطر، از دیارِ یار.
 آری اینبار نیز میلِ لیلی بر مجنونی دیگر بود و من همچنان در انتظار، انتظاری ممتد و جانسوز.
چه سخت جانی ای تن؛ رها کن مرا،
 که از سوریه ام شهید آورده اند. ذاکر، به ذکر یا هو یا من لا هو الا هو
و من همچنان در انتظار...
خدااااااا نمی بینییم چرا؟




          گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن       ور ز سرم کله برد من ز میان کمر برم


ادامه مطلب
 

راه بلد

دوشنبه 10 آبان 1395 11:46 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 




دقیقاً خاطرم هست، ابتدای سفرامون بود از بلد راهمون پرسیدم: اگه صلاح دونستین یه نشونه هایی بهمون بدین تا خدای نکرده اگه دور افتادیم ازتون بتونیم از گردنه ها به سلامت عبور کنیم. تبسمی کرده فرمودند:
...آنگاه که از سفرمون هدفی بزرگ داریم با خلوص نیت ، دلی پاک و مطمئن دست نیاز به درگاه رب العالمین می گشاییم، از حضرتشون راهنمایی و کمک طلبیده و نا امید از الطاف بی دریغشون نمی شیم. تمام تلاش خودمونو جهت نیل به اون هدف معطوف می کنیم .
و می دونیم که توکل و صداقت از اولین شروط موفقیت مونه بیشتر از اینکه از دیگران متوقع  باشیم توقعات مشروع اونا رو برمی آوریم و دستگیرشون می شیم تا مورد توجه و نظر لطف حضرت حق قرار گیریم و گشایشی در کارامون حاصل شه.

ادامه مطلب
 

به کجا چنین شتابان

دوشنبه 10 آبان 1395 03:25 ب.ظنویسنده : محمدرضا صفایی

 
          
           

من و شما در هر حال تحت مدیریت پروردگاریم چه در خشم و غضب، چه در رحمت و مهر، که یکی بیراهه جهنم است و آن دیگری آزادراه بهشت.
حقیقت بهشت، تجلی رحمت و مغفرت الهی است و حقیقت جهنم، تجلی لعنت و غضب ایشان.

ادامه مطلب
 

تعداد کل صفحات ( 2 ) 1 2